تبليغاتX
نقطه - هق هق

نقطه

نبش قبر خاطرات

هق هق

روزهاست که

با دريا حرف ميزنم، با باران دعوا می کنم

با شبنم و مه، هق هق دردهايم را می بارم.

در باد مويه می کنم، در ساحل قبر خود را می کنم

و برای روح متعفن خود بين ماهی ها نان خشک

خيرات می کنم...!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 4:55 AM  توسط خودم  |